چگونه میشود از تمام خواستههایت بگذری؟ آیا اما تو هیچ خواستهای داری؟ روزگار خواستههایم را کشته است.
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 23:49 توسط
|
در شب بارانی حواسم، پنجره را بستهام تا هیچ کس بر زبانه ی مغزم سرک نکشد. دوستت ندارم، همین را حس کن و راحت را بگیر و برو.
+
نوشته شده در جمعه سوم تیر 1390ساعت 11:23 توسط
|
دیگر هیچ رویایی ندارم، همه را کشتهام در خلوتهای شبانه ام.
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 23:52 توسط
|
dar nokhostin rooze goshayeshe blogam chizi neminevisam ta farda.
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 3:11 توسط
|